دوبیتی های ناب

دوبیتی های عاشقانه و لطیف در وبلاگ دوبیتی های ناب


-
چون ز شب نیمی بشد مستان همه بی خود شدند

ما بماندیم و شب و شمع و شراب و آن نگار ...


مولانا


--
دو بیتی های ناب
-
با فاصله ای امن که آسیب نبینی

بنشین و فقط شاهد ویرانی من باش


سید تقی سیدی


--
دو بیتی های ناب
-
بلای عشقِ تو بر من چنان اثر کردَست

که پَندِ عالم و عابد نمیکند اثَرَم...!


سعدی


--
دو بیتی های ناب
-
گَر طبیبانه بیایی به سرِ بالینم

به دو عالم ندهم لَذتِ بیماری را ...


سعدی


--
دو بیتی های ناب
-
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم

از که می‌نالی و فریاد چرا می‌داری ؟


حافظ


--
دو بیتی های ناب
-
تو را که دیده ز خواب و خمار باز نباشد

ریاضتِ منِ شب تا سحر نشسته چه دانی؟


سعدی



--
دو بیتی های ناب
-
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه

هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد...


مولانا


--
دو بیتی های ناب
-
من می نه ز بهر تنگدستی نخورم
یا از غم رسوایی و مستی نخورم

من می ز برای خوشدلی میخوردم
اکنون که تو بر دلم نشستی نخورم


خیام


--
دو بیتی های ناب
-
تا جهان باقی و آئین محبت باقی است

شعر حافظ همه جا ورد زبان خواهد بود...


شهریار


--
دو بیتی های ناب
-
در قفل فروبسته‌ی غم‌های دلِ خویش

آن كهنه كلیدیم، كه دندانه نداریم...!


حزین لاهیجی


--
دو بیتی های ناب
-
خودم‌ را بى ‌تو دلخوش ‌می کنم ‌جانا به‌ هر نوعی

گَهى ‌با اشکِ جانفرسا، گَهى ‌لبخندِ مصنوعی


هوشنگ ابتهاج


--
دو بیتی های ناب
-
خورشید اگر گم شود از عرصه‌ی عالم

من دست تو گیرم به لب بام برآرم


عاشق اصفهانی



--
دو بیتی های ناب
-
ای خوشا آن دل كه آزاری نمی آید از او

غیر كار عاشقی كاری نمی آید از او


رهی معیری


--
دو بیتی های ناب
-
پیوند جان ،جدا شدنی نیست ماه من

تن نیستی كه جان دهم و وا رهانمت


شهریـار



--
دو بیتی های ناب
-
می توانی بروی قصه و رویا بشوی
راهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی

ساده نگذشتم از این عشق، خودت می دانی
من زمینگیر شدم تا تو، مبادا بشوی

آی! مثل خوره این فکر عذابم می داد
چوب ما را بخوری، ورد زبان ها بشوی

من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم
من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی

دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط
باید از این طرف شیشه تماشا بشوی

گره ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد
تو خودت خواسته بودی که معما بشوی

در جهانی که پر از وامق و مجنون شده است
می توانی عذرا باشی، لیلا بشوی

می توانی فقط از زاویه ی یک لبخند
در دل سنگ ترین آدم ها جا بشوی

بعد از این، مرگ نفس های مرا می شمرد
فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی


--
http://upir.ir/934/Untitled-6_4728e.jpg